برچسب: خدای,
نویسنده: زهرا قربانی
فکر می کنم امروز ذره ای از غربتتان را حس کردم
چگونه شما این حجم از تنهایی و غربت را میان شیعیانتان تحمل می کنید ؟!
دلم می خواهد در جمکرانتان بنشینم و برای غربتتان اشک بریزم ... به اندازه تمام سهل انگاری هایم
مرا ببخشید یعنی ما را ببخشید که اسم محب شما را یدک می کشیم شما را واسطه ی دعاهایمان می کنیم و خو برای شما ... آه , که این درد در کلمات نمی گنجد آرزو نمی کنم که بیای
چون همه می دانند روزی خواهی آمد آرزو می کنم هنگامی که می آیی چشمانم شرمسار نگاهت نباشد
برچسب: غربت,
نویسنده: زهرا قربانی